پيغام مدير :
--------------------كد لينك ما :
قالب وبلاگ | آموزش همه چيز از گرافيک آزمون افسردگی سایت های روانشناسی تست ریون روحیه شما به عنوان یک مرد یا زن نقاشی های ناخودآگاه و شخصیت شما تست استرس تست سنجش خود پنداشت شعور حسی تست خواب تست اعتماد به نفس مقابله با ناکامی را به فرزندان خود بیاموزید قالب هاي حرفه اي براي شما سرگرمي : تفريح : خنده جووني آنلاين
آقای دکتر ابراهیمی یوسف خجسته زیباترین زندگی که خداوند به انسان هدیه می کند خانم زهرا حيدر زاده خانم سيمين سپهري خلیل رحيمي خانم پريسا غفاريان خانم الهام كريمي خانم مژگان اميني خانم کبریایی كاظم ضيغم جهاني سعيد ابراهيمي مهدي حاتم نژاد خانم الهام معتمدي قاسم هزاري علی آزاد خانم رضایی روح ا...غلامیان خانم مريم سيفي خانم مهری غلامی خانم فاطمه خزائي داوودجونی حمید نیکدل احمد فروتن سيد حسين عارفي پور رضا هوشمند خانم سهیلا صمیمی خانم طاهرزاده خانم دلیری عکسهاي داغ از ... واي (5263)آرشيو لينكدوني
یک روان شناس
فايل هاي درس آسيب شناسي پيشرفته روان شناسی بالینی تست روانشناسی سه بعدی هیستری سه تيپ رنجور علائم كمبود اعتماد به نفس خودشيفتگي چه کسانی خودکشی می کنند
آبان 1388 مهر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 مهر 1387 بهمن 1386 آذر 1386 اردیبهشت 1386 آذر 1385 آبان 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
افسردگی دختران و راه های درمان آن ( )
افسردگی دختران و راه های درمان آن بهار... زندگی ... رویش! جذابیت این کلمه ها را باور نکنید! وقتی صبح، صبح یک روز بهاری در گوشه یک بیمارستان روانی باشد، «زندگی» و «رویش» حسرتی می شوند، تمام ناشدنی! بهار می آید؛ اما تنها تا پشت پنجره بیمارستان... این طرف، دخترک نگاهش را دوخته به درختان پر از جوانه خیابان.. به آدمهای پیاده رو، که می آیند و می روند... سبز شدن دوباره زمین، دل همه را می لرزاند، اما دخترک انگار دیگر دلی ندارد برای لرزیدن! مادرش می گوید: «لعنت به مهر... لعنت به روزهای اول دانشگاه!» و لعنت را آنقدر غلیظ تلفظ می کند که انگار همه چیز زیر سرماه مهر است و سال تحصیلی جدید! اما دنبال مقصر نگردید... هیچ کس چیزی نمی داند... دختر حرف نمی زند... غذا نمی خورد... راه نمی رود. چند ماه است که فقط یک گوشه می نشیند و زل می زند به روبه رو! حتی اگر آن رو به رو، «تو» نشسته باشی، باز هم، نگاهش روی صورت تو نمی نشیند... روی چشمهای تو زوم نمی کند. انگار مسخ شده، عبور می کند از تو... زن دوباره به حرف می آید: «اگر به حال خودش بگذاریم، نه غذا می خورد و نه حتی نفس می کشد...». صدایش گرفته و خش دار است ، وقتی می گوید: «این آخری عذابش از همه بیشتر است... فقط نشسته ایم در انتظار یک چیزی مثل معجزه... اتفاقی که بهبودی اش را سریعتر کند!»
.....
متن كامل در ادامه مطلب
ادامه ي مطلب ...
لينك ثابت
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by ravan2006.Blogfa.com This Template Designed By Ali Kouroshfar and 2Temp For Blogfa www.TakTemp.com - www.2Temp.com - www.iroom.ir