( هیستری ) سرگردان ميان جسم و روان
در يك لحظه ناگهان احساس كردم تمام دنيا روي سرم خراب شده و عرق سردي روي پيشاني ام نشسته است. در حالي كه از سرزنش هاي مكرر اطرافيانم به ستوه آمده بودم خود را بر روي تخت بيمارستان مي ديدم.
نمي توانستم حرف بزنم ولي صداي آنها را مي شنيدم. حس مي كردم نيمي از بدنم فلج شده و حتي قادر به راه رفتن هم نيستم. همه دوروبرم را احاطه كرده اند و مي شنوم كه مي گويند انگار به كما رفته . همسرم را مي ديدم كه با نگراني مدام به اين طرف و آن طرف مي رود و كساني كه هميشه مرا مورد آزار قرار مي دادند حالا بيش از اندازه دلواپس شده اند. همين احساس خوبي به من مي داد. در ميان اين فضاي تشويش زده ناگهان صداي پزشكي را شنيدم كه مي گفت: نگران نباشيد. هيچ اتفاقي نيفتاده، او كاملاً سالم است.
با واكنش هيستري تا چه حد آشنا هستيد؟ آيا با مرور خاطره فوق به اين فكر كرديد كه شايد شما هم در زمان هايي از زندگي خود به اين حالات دچار شديد و يا اين كه شكايت هاي جسمي مكرري داشته ايد در حالي كه هيچ كدام از آنها واقعيت خارجي نداشتند و حتي پزشك هم آن را تاييد نكرده است؟
هيستري پديده اي است كه شايد بتوان آن را در زمره بيماري هاي اعصاب و روان قرار داد....
برای خواندن ادامه مطلب پایین کلیک کنید